سلامي دوباره
براي خالي نبودن عريضه
چند صباحي است كه دل نوشته هايم به تاخير افتاده است وآن چند دليل موجه و غير موجه دارد اول اينكه امسال هم توفيق سفر به شمال كشور نصيب شد و چندي در سفر گذشت و تجاربي به دست آمد كه شايد سالها وقت لازم بود تا كسب چنين تجربه هائي ميسر شود. وديدن صناعات الهي از طبيعت بكر گرفته تادست ساخته هاي مخلوقات خداوندي كه آن هم برمي گردد به معجزات الهي كه ....!!!
دوم انجام كارهاي عقب افتاده اي بود كه در مدت سفر برجاي مانده و فرصت دل داري و دل دردي نماند تا كلمات از دل برآمده واز زبان جاري گشته را ساري سازم.!!!
سوم شايد برگردد به بي حوصلگي و كسالت ناشي از فصل اغلب بيكار تابستان كه شور كارهاي جانبي در دل باقي نمي ماند
به هرحال در اين مجال لازم است فرا رسيدن ماه با بركت رمضان را تبريك عرض نمايم گرچه از صحبت هاي پچ پچ گونه مردم اطراف اين گونه به نظر مي رسد كه روزه داري هم آن دل و دماغ گذشته را در بين مردم ندارد و .....!!!
به هر حال براي خالي نبودن عريضه شعري از شاعر دل و احساس( كريم قربان نفس)
مي آورم گرچه شايد ربطي به نوشته هايم نداشته باشد ولي به هرحال چون از دل برآمده حتما بردل خواهد نشست
اولي قينچيليقا ماخصوص آدام لار
اونگا اوغلان ليقدان بولارميش طاييار
يونه قينچيليقي سن سايلامارسينگ
گؤزلرينا باقيب اول سني سايلار
اول سنينگ كيم ديگينگي گوزونگدن تانار
اونسونگ سيناق اده ر اؤز دنيا سيندا
پيرلانديرار سني قيش دنياسيندا
آيلانديرار سني ياز دنيا سيندا.....!!!