گرته برداري تركمني
گرته برداري به روش تركمني
در حدود سالهاي حكومت قاجارها در ايران روشي در زبان و ادبيات فارسي رايج شد كه از روي زبان هاي بيگانه به خصوص انگليسي واژه ها و عباراتي را وارد زبان فارسي مي كردند و به اصطلاح كلاس زبان را بالا مي بردندو آن به سه نوع بود اول اين كه خود كلمه بيگانه را مستقيما وارد زبان كرده و از آن استفاده مي كردند. نوع دوم بدين گونه بود كه كلماتي را از زبان بيگانه با كلماتي از زبان فارسي در هم ادغام كرده و كلمه جديدي مي ساختند مثل: راه آهن- فرودگاه و... واما جالبترين قسمت ماجرا به نوع سوم آن برمي گشت كه عباراتي از زبان بيگانه را ترجمه تحت اللفظي كرده و عبارت و اصطلاح جديدي مي ساختند و وارد زبان مي كردند نظير: من روي تو حساب ميكنم. كه بعدها اين عبارات جديد دست مايه نوشته هاي طنز هم گرديد. در كل به اين روش گرته برداري مي گفتند.
واما چند سالي است كه در زبان تركمني اين روش به گونه اي بسيار طنزآلود- كه هم مايه تمسخراست و هم مايه تاسف- باب شده و آن هم در ميان عده اي خاص واز نوع سوم گرته برداري كه در بالا ذكر شد هم جالبتر و خنده دارتر است. و تعجب آور اين كه اين روش كم كم دارد در ميان جمع زيادي از تركمن ها جابازمي كند و بسياري از آنها متوجه اشتباهات خنده دار خود نيستند و خيلي عادي آن را در گفتارهاي روزانه به كار مي برند. فقط به نمونه هاي زير دقت كنيد وبه عمق فاجعه فكر كنيد.
1- مسافر لار يول دا ايليب دير ( مسافران در راه گير كرده اند.)
2- من ير بولارين مي؟ ( من جا مي شوم؟ )
3- دوستيم شو شهرينگ اوغلوني ( دوست من بچه همين شهر است)
4- شو ايش دا من هم آياق ( در اين كار من هم پا هستم)
5- آون ايكي گيجه دا ياتديم ( دوازده ي شب خوابيدم )
6- كان خوش گلدينگ ( خيلي خوش آمدي)
7- دمير جانگ اوروب دير ( آهن زنگ زده است)
8- اونونگ بيلن آغيز به آغيز غويما ( با او دهن به دهن نزار- جروبحث نكن )
9- ايزيم دان آرقايين دال ( وقتي جائي مي خواهند بروند و ازخانه و خانواده خود مطمئن نيستند.)
10- بير ساغات لاب مني اكدينگ ( يك ساعت من را كاشتي)
واما عده اي هم مانند مواقعي كه دو چيز را باهم مخلوط مي كنند تا چيز تازه اي به دست آورند( مثلا گچ را با خاك ) در هنگام صحبت كردن، زبان تركمني را بازبان فارسي در هم مخلوط كرده و زبان و لهجه جديدي اختراع مي كنند كه خطرآن از موارد بالا هم بيشتر تن آدمي را به لرزه در مي آورد. باز هم فكركنيد به عمق فاجعه:
1- آپه ي مه و قاقاي مه رفتند ( مادرم و پدرم رفتند)
2- ما كه ناهار ايدي كرديم ( ما كه ناهار خورديم)
3- آنها يتدي نكردند ( آنها نرسيدند)
