<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>پیمان</title>
<link>http://salirlar.blogfa.com/</link>
<description>ترکمنهای تربت جام</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sun, 06 Dec 2009 16:05:39 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>گؤردونگ مي ايندي بير ساغات دان گيچ بولدي</title>
<link>http://salirlar.blogfa.com/post-50.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;بیاد دارید زمانی را که مرز ترکمنستان به روی ایرانیها باز شد ، آری ، در این روز پرشکوه بود که فردی از طایفه کسه (کسلخه ) به همسرش گفت : من باید بروم تا قوم خویشم را ببینم . ولی  چه ازدحامی بود ، جای سوزن انداختن نبود . فکری به سرش رسید ، روی تپه ای رفته  صدا زد  : هرکه از کسه باشد خودش را کنار ی بکشد . یکی از میان جمعیت خودش را روی تپه ای کشاند ، ایشان به طرفش رفته  در آغوش گرفت ، بوسید و بوئید  . وای ، این چه خوشبختی است ، ببین  تولدی دیگر را ، کمونیست بی پیاز هفتاد سال ما را از همدیگر جدا ساخته . من از گنبد هستم ، بگو ببینم شما از کدام شهر ترکمنستان می آئید ؟ ایشان جواب دادند  : من هم از گنبد آمده ام .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;- نه بابا ،&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;- به جان بچه ام&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;- .  از کجای گنبد هستید ؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;- خیابان امامزاده .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;- نه بابا ، من هم آنجا هستم  همین بغل نانوایی دیگه ، پس رفتنی با هم برمیگردیم . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خلاصه  به خونه برگشتند ، همسر جناب  پرسید : ، خلاصه قوم خویشت را از نزدیک دیده ای ؟ خوش بحالت .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; --کدام قوم خویش خانم ، بهتر است  همین قوم خویشان خیابان امامزاده خودمان را ببینیم بقیه اش پیشکش ...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; حكايت به ظاهر طنز بالا را در يكي از سايت هاي مربوط به تركمن ها يافتم و ناخودآگاه به ياد روزهايي افتادم كه تب قوم و خويش يابي به شدت بالا بود و هر كس به هر قيمتي كه شده مي خواست خود را به يكي از اهالي تركمنستان بچسباند. چه بسيار پذيرايي هاي آنچناني كه نشد و بعدا معلوم شد كه طرف هيچ خويشاوندي با ميزبان نداشته و چه اشك ها كه ريخته نشد و بعدا مشخص شد كه فرد در آغوش گرفته شده از يك تيره و طايفه ي ديگري بوده وحكايت هاي بسياري از اين دست كه نشان دهنده &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;جو گيري و ... بوده.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;آري ديوار هفتاد ساله كمونيستي فروپاشيد و مرزهاي جغرافيايي باز شد و به بركت اين فروپاشي قوم و خويشان زوركي زياد شد و رفت و آمد هاي بين دومرز رايج شد وكم كم اين رفت و آمدها ديوارهاي كمونيستي ديگري به وجود آورد و بين قوم و خويشان اين طرفي و اصلي خودمان چنان فاصله اي انداخت كه شايد هفتاد سال كه نه هفتاد قرن درازاي اين فاصله باشد. قبل از فروپاشي ديوار كمونيستي ما فقط تركمن بوديم. تركمناني مهاجر و دور از موطن اجدادي خود و همدلي و اتحاد اجباري مشخصه اصلي ما بود . اما چه سود كه فروپاشي ديوار كمونيستي چندين تيره و طايفه جديد با خود به ارمغان آورد و هركدام از ما شديم يك تيره جديد با نامي جديد و بعد از آن بود كه پسوندي تازه به دنبال نام تركمني ما اضافه شد و طرف شد فلاني از تيره فلان و ما تركمنان يكرنگ شديم قوم هفتادو دو ملت و ميان هر ملت ديواري از كينه و دلگيري و گلايه ساخته شد و نه تنها از اقوام آن سوي مرز خود خيري نديديم كه خويشان اين طرفي خود را نيز از دست داديم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;آدامينگ بير ماتاج زادي خوش سؤز دير              خوش سؤز آيتسانگ دپه سينا تاج بولار&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ديريليگ دا آيتماديق ديري كا سيله ماديق          گؤردونگ مي كه بير ييل دان سونگ گيچ بولدي&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;قووا قووي ديمه ديگ شولار ديري كا                  گرك يرينا قووي سؤز گويچ بولمادي&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;شونونگ اؤلرنا غاراشيب دورديغ                       گؤردونگ مي ايندي بير آي دان سونگ گيچ بولدي&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ياخشي سؤزلار غايناب يورگ دان چيغمادي        همه سؤزلار بارراك دن چيقيب دوردي&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;غولداماديق بير بيري ميزي واقتيميز باركا             گؤردونگ مي ايندي بير هفته دن گيچ بولدي&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;قلبي چؤيماديق آلقيش آلماديق آدام لار            هيچ غايسيميزينگ ايشي رواج بولمادي&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بيلمه ديگ ارته تاپيلماز شوگون گؤرون ميز           گؤردونگ مي ايندي ارته دا تيز گيچ بولدي&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;سيلاماديق بير بيريميزي ييلي سؤز بيلن            گؤردونگ مي ايندي بير ساغات دان گيچ بولدي&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 06 Dec 2009 16:05:39 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=salirlar&amp;postid=50</comments>
<dc:creator>salirlar</dc:creator>
<guid>http://salirlar.blogfa.com/post-50.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آخرين تصميمات ريش سفيدان( ياش اولي) تركمن</title>
<link>http://salirlar.blogfa.com/post-49.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;                                             &lt;FONT size=4&gt; بسم الله الرحمن الرحيم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;                                             &lt;FONT size=4&gt;  وامرهم شوري بينهم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;انسان از همان هنگام كه مجبور شد در اجتماع زندگي كرده و به دنبال تشكيل جامعه گرديد ناگزير شد تا براي حل مشكلاتي كه خواه ناخواه در زندگي دسته جمعي به وجود مي آيد نظر اطرافيان خود را هم جويا شود و به دنبال بهترين راه براي حل بهتر مشكلات خود بود . در زندگي قبيله اي قديم ريش سفيدان اولين كساني بودند كه نظر آنها براي حل مشكل مورد احترام و پذيرش ديگران بود و آنها اولين مجلس شورا را به وجود آوردند. كم كم با گسترش زندگي اجتماعي و پيشرفت قوانين حاكم بر زندگي انسانها مجالس شورا شكل سيستماتيك و ضابطه مند تري به خود گرفت و پس از گذشت ساليان دراز اينك جوامعي هستند كه پيشرفته ترين مجالس شورا را دارند و مشكلات آنها به راحتي قابل حل است و كمتر مشكلي بدون راه حل منطقي باقي مي ماند. ودر بعضي ديگر هم هنوز به روش سنتي ريش سفيدي به دنبال يافتن راه حل هستند از جمله بزرگترين مجلس ريش سفيدي مي توان به كشور افغانستان اشاره كرد كه مجلس لويي جرگه آن شكل پيشرفته ريش سفيدي قديم است و نيز كشور تركمنستان كه با مجلس &quot; خلق مصلحتي&quot; خود چيزي شبيه &quot;لويي جرگه&quot; افغان ها را دارند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt; اما در اين ميان جامعه تركمن ساكن در تربت جام نيز به تبعيت از هم نژادان خود در تركمنستان و به روش سنتي قديم براي پيدا كردن راه حل مشكلات خود هر ازگاهي و بيشتر در حين مجالس عروسي و يا تعزيه ها به صورت غير رسمي تشكيل جلسه داده و تصميمات مهم مربوط به قوم تركمن را مي گيرند و همانجا به تصويب ريش سفيدان رسيده و به صورت قانون در مي آيد. تصميمات اينچنيني گرچه حالت رسمي و قانوني ندارد ولي آرام آرام به صورت عرف و سنت و رسم درآمده و قابليت اجرايي به خود مي گيرد. به عقيده من چنين تصميماتي از آنجا كه از سوي ريش سفيدان و بزرگان خود قوم تركمن گرفته مي شود بيشتر قابل پذيرش است تا تصميماتي كه از سوي حكومت و به قانون رسمي در آمده باشد زيرا قوانين حكومتي حالت اجبار دارد ولي تصميمات ريش سفيدان حالتي دارد كه مردم آن را از خود ميدانند و اجراي آن را به نفع خود و خانواده خود مي پندارند. به هرحال در آخرين مجلس ريش سفيدان تركمن كه اخيرا در يكي از مجالس عروسي گرفته شد بدين ترتيب بود كه:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;1-پس از خواستگاري از دختري از سوي خانواده پسر و پذيرش خانواده دختر مقرر شد كه در عقد محضري مهريه تعيين شود و ميزان مهريه اي كه براي همه يكسان معين شد 80 سكه بهار آزادي بود و اين ميزان مورد پذيرش اكثريت حاضرين كه جمع زيادي از ياش اولي ها(ريش سفيدان) و جوانان و ميان سالان بود قرار گرفت. اين تصميم از آنجا گرفته شد كه متاسفانه اخيرا چند مورد طلاق غير رسمي در ميان جوانان و خانواده هاي تركمن ديده شده بود كه يا از سوي پسر و يا از سوي دختر قبل از ازدواج و پس از گذراندن مدتي از عقد غير رسمي اظهار كرده بودند كه طرف مورد نظر خود را نمي خواهند و چون مهريه اي معين نشده بود به راحتي اين جدايي عملي مي شد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;2- از آنجا كه قبل ازمراسم شيريني خوري رسم شده بود كه ميزان طلاي قابل توجهي از سوي داماد به خانه عروس مي بردند و دراين ميان خانواده هاي كم بضاعت با هزاران سختي و مشكل مقدار طلاي رسم شده را تهيه مي كردند و قبل از شروع زندگي با مشكلات عديده اي مواجه مي شدند و حتي در بسياري از موارد به محض اينكه عروس پاي به خانه داماد مي گذاشت طلاهاي تهيه شده از سوي داماد براي تامين مخارج زندگي فروخته مي شد. مقرر شد كه ميزان طلاي برده شده در مراسم شيريني خوري براي همه يكسان باشد و بعد از آن هركس بنا به وسع خود براي همسر خود طلا تهيه كند(يا نكند) و اين ميزان معادل يک ميليون تومان طلا تعيين شد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;3- در مورد مسئله سوم از آنجا كه جنبه عمومي نداشت و ضمانت اجرايي آن بسيار ضعيف بود و همچنين بيش ازحد حالت خصوصي  داشت از ذكر آن در اينجا خودداري مي كنم و اميدوارم كه چنين رسم و رسومات غلطي با درايت و همفكري و اراده همگاني برداشته شود و ...!!!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 31 Oct 2009 19:01:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=salirlar&amp;postid=49</comments>
<dc:creator>salirlar</dc:creator>
<guid>http://salirlar.blogfa.com/post-49.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>شهيدان زنده اند الله اكبر</title>
<link>http://salirlar.blogfa.com/post-48.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;ارديبهشت ماه گذشته مراسم يادبود شهداي تركمن در منطقه تركمن صحرا برگزار شد و در اين ميان از مقام والاي شهدا تجليل به عمل آمد. در اين مراسم معنوي از دو شهيد تركمن تربت جام هم يادي شدو...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نگاهي به زندگي نامه اين دوشهيد راه وطن تنها كاري است كه در گرامي داشت ياد آنها از دست ما برمي آيد.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 30 Aug 2009 21:44:49 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=salirlar&amp;postid=48</comments>
<dc:creator>salirlar</dc:creator>
<guid>http://salirlar.blogfa.com/post-48.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تجليل از استاد موسيقي تركمن</title>
<link>http://salirlar.blogfa.com/post-47.aspx</link>
<description>امسال و در حاشيه برگزاري مراسم يادبود شاعر شهير خلق تركمن &quot; مختومقلي فراغي&quot; كه همه ساله بر سر آرامگاه وي برگزار مي شود از سوي بنياد مختومقلي شهرستان گنبد از استاد موسيقي تركمن &quot;استاد خانمراد مرادلي&quot; كه در اشاعه فرهنگ موسيقي در تربت جام عمري را در تلاش و زحمت گذرانده است تجليل به عمل آمد.... و اينك نگاهي داريم به زندگي اين استاد مسلم موسيقي تركمني... </description>
<pubDate>Tue, 14 Jul 2009 21:49:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=salirlar&amp;postid=47</comments>
<dc:creator>salirlar</dc:creator>
<guid>http://salirlar.blogfa.com/post-47.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>جنگ تركمن</title>
<link>http://salirlar.blogfa.com/post-46.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;         &lt;FONT size=4&gt; نگاهي به كتاب&quot; جنگ تركمن&quot; نوشته &quot; كنت دوگوبينو&quot; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=4&gt;                  و ترجمه &quot; محمدعلي جمال زاده&quot;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خلاصه داستان: سربازي به نام غلامحسين در زمان ناصرالدين شاه روايتي دارد از لشكركشي قشون ايران به شهر مرو جهت مقابله با راهزنان و غارتگران تركمن و اسارت غلامحسين به دست تركمن ها كه در دوران اسارت به طرز زندگي تركمنها از نگاه يك اسير نگاهي موشكافانه دارد و...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در ادامه نويسنده كتاب به نكاتي درباره تركمنها اشاره دارد كه قابل تامل است از جمله:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;1-تركمن ها از لحاظ وحدت جامعه اي(به نقل از كتاب سياحت درويش دورغين)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;تركمنها داراي نه طايفه يا ايل عمده هستند كه عبارتند از&quot; چاودور- ارساري- آل علي- قره- سالور- ساريق- تكه- گوگلان و يموت.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;* نويسنده طايفه &quot; سالور را قديمي ترين و در عين حال شجاع ترين ايل تركمن مي داند. و نيز طايفه &quot; تكه&quot;رامقتدرترين ايل به شمار آورده است. و همچنين طايفه &quot; گوگلان&quot; را صلح جوترين و متمدن ترين مي داند&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;2-تركمن ها از ذكر دائمي اسم خدا و پيغمبر از جانب ايرانيان در شاهد گرفتن آنها به درستي گفتار خود نفرت دارند زيرا يك تركمن هيچ وقت به خدا قسم نمي خورد و حرمت وستايش آنها نسبت به خدا آنقدر زياد است كه غالبا حاضرند از ادعائي درباره مثلا ده شتر يا گوسفند چشم بپوشند تا آنكه به قيد سوگند مالي را از آن خود نمايند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و نيز در كسب و تجارت درستي و صحت عمل تركمن ها در سراسر سواحل دريا به قدري معروف است كه آنها مي توانند اجناس زياد به طور نسيه از تجار بخرند بدون آنكه محتاج به تسليم هيچ گونه سندي باشند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;3- پس از مشروطه قانون اساسي ايران كه به اقليت هاي مذهبي از قبيل زردشتيان و يهود و ارامنه حق داشتن نماينده در مجلس اعطا نموده بود به تركمن ها هم حق داد كه نماينده داشته باشند&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;4- شعراي فارسي زبان چه بسا در موقع اشاره به &quot; نعل وارونه&quot; و &quot; نعل دگرگون&quot; زدن كهفريب دادن را مي رساند از تركمن سخن رانده اند چنانكه پنداري تركمن ها دراين كار به منظور &quot; ايزگم كردن&quot;نعل وارونه به اسب هاي خود زدن معروف بودند چنانكه قااني در شعري گفته:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;تا نشان سم اسبت گم كنند                      تركمانا نعل وارونه مزن&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;5- همين تركمن ها پس از اسلام سه بار با تركمن هاي آق قويونلو- قره قويونلو و قاجار در ايران به سلطنت رسيدند و سلسله هائي تشكيل دادند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 14 Jul 2009 14:52:01 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=salirlar&amp;postid=46</comments>
<dc:creator>salirlar</dc:creator>
<guid>http://salirlar.blogfa.com/post-46.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>یوسف پیامبر</title>
<link>http://salirlar.blogfa.com/post-45.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;                        &lt;FONT size=5&gt;  احسن القصص به سر رسيد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;45 هفته هر هفته جمعه شب ها به عشق يوزارسيف(يوسف نبي) عزيز مصر در مقابل جعبه جادوئي زل مي زديم تا پي به سرانجام بهترين قصه ها ببريم و هرهفته هفته مان را درفراق عزيز دل يعقوب نبي آغاز مي كرديم تا به اميد ديداري دوباره هفته مان را به پايان مي رسانديم. سرانجام اين هفته پي به احسن القصص برديم و داغ جدائي به شوق وصال تبديل گشت و خيال همه از اين بابت راحت كه...&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 02 May 2009 15:53:21 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=salirlar&amp;postid=45</comments>
<dc:creator>salirlar</dc:creator>
<guid>http://salirlar.blogfa.com/post-45.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سال نو مبارک</title>
<link>http://salirlar.blogfa.com/post-44.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;                                         &lt;FONT face=&quot;Georgia, Times New Roman, Times, Serif&quot; color=#ff0000 size=6&gt;باهار چاغيريار&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;                         &lt;FONT color=#00cc00&gt;ياشا باهار گلدي&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00cc00&gt;                           اوزاليار گون لر&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00cc00&gt;                         زحمت بيلن جوشيار&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00cc00&gt;                          آتيزلار پل لار&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00cc00&gt;                         آق اووسوب دورسا-دا&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00cc00&gt;                          داغ لارينگ باشي&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00cc00&gt;                           گل بيلن بسلن يار&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00cc00&gt;                             تووه رك-داش&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00cc00&gt;                             گون پارلاب آسماندان&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00cc00&gt;                             شعله ساچيب دور&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00cc00&gt;                           باق! ياشلار يوريشه&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00cc00&gt;                             دينمان گه چيب دور&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00cc00&gt;                             آيديملار جوش اوريار&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00cc00&gt;                                    مثلي بير دريا&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00cc00&gt;                                دوست لار! يورينگ اؤنگا&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00cc00&gt;                                     باهار چاغيريار&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; نوروز در میان ترکمن ها در ادامه مطلب....&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 22 Mar 2009 08:04:34 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=salirlar&amp;postid=44</comments>
<dc:creator>salirlar</dc:creator>
<guid>http://salirlar.blogfa.com/post-44.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>11سپتامبر و قرآن مجيد</title>
<link>http://salirlar.blogfa.com/post-43.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=4&gt;                     ارتباط حادثه يازده سپتامبر با قرآن&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;تاكنون موارد زيادي اتفاق افتاده كه حوادث و رخدادهاي پيرامون انسانها را با مسايل ديني مرتبط ساخته اند و به نوعي به دنبال اثبات معجزه بودن داشته اند در آخرين مورد از اين دست برخوردي ذوقي با حادثه يازدهم سپتامبر سال 2001 ميلادي داشته اند و آن اينكه معتقدند كه وجود برج هاي دوقلوي آسيب ديده در آن روز در خيابان &quot;جرف هار&quot; شهر واشنگتن و مصادف شدن اين رخداد با روز 11/ 9/ 2001(يازدهم سپتامبر) ارتباط عجيبي با مطالب قرآن دارد. بدين صورت كه عدد (11) بيانگر جزء يازدهم قرآن است. و عدد (9) بيانگر نهمين سوره قرآن يعني سوره توبه مي باشد و عدد (2001) بيانگر دوهزارو يكمين كلمه قرآن يعني كلمه &quot;جرف هار&quot; مي باشد كه در سوره توبه آمده . و بدين صورت بعضي ها كه هميشه نگاهي ذوقي و جلب توجه به مسايل داشته اند با بيان اينگونه موارد به دنبال اثبات معجزه بودن و حقانيت اعتقادات خود داشته اند و اين كاملا واضح است كه اثبات چنين مسايلي در مجامع علمي تا حدودي دشوار مي نمايد...!!!؟؟؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;تا نظر ديگران چه باشد؟؟؟!!! &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 06 Mar 2009 19:51:56 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=salirlar&amp;postid=43</comments>
<dc:creator>salirlar</dc:creator>
<guid>http://salirlar.blogfa.com/post-43.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تازه غوشون غوشغي لار</title>
<link>http://salirlar.blogfa.com/post-42.aspx</link>
<description>     &lt;FONT size=5&gt; سن غاررادينگ اجه جان&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;گچن ييل لاردا بير ناچه توي تماشالارميزدا تركمنستانينگ آدغازانان باخشي سي &quot; بختيارباخشي&quot; شول توي لارميزدا آيديم آيديب و مجلسيميزي .............&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 11 Feb 2009 14:46:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=salirlar&amp;postid=42</comments>
<dc:creator>salirlar</dc:creator>
<guid>http://salirlar.blogfa.com/post-42.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>جنگها و غزوات اسلام</title>
<link>http://salirlar.blogfa.com/post-41.aspx</link>
<description>&lt;/P&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;                    منابع تاريخي، غزوه ها و سريه ها پيامبر را آورده اند در اصطلاح تاريخ اسلام، غزوه به جنگ هايي گفته مي شود كه پيامبر در آن شركت مي كرد. غزوات پيامبر را منابع تاريخي 26 عدد ذكر كرده اند. مسعودي در اين زمينه مي نويسد: غزوه هايي كه پيامبر اسلام خود به همراه سپاه بود 26 غزوه است و برخي آن را 27 غزوه نوشته اند. ....&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Tue, 23 Dec 2008 17:19:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=salirlar&amp;postid=41</comments>
<dc:creator>salirlar</dc:creator>
<guid>http://salirlar.blogfa.com/post-41.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
